
⬅️ محبت انسان را نزدیک میکند
هیچ چیزی مثل محبت
انسان را نزدیک نمیکند
و آنچه در اسلام باعث محبت میشود
چقدر برایش فضیلت ذکر شده
آنچه محبت را قطع میکند
چقدر عذاب برایش تعیین کردهاند
برای غیبت که اینقدر عذاب و عقوبت دارد
– که در قرآن شریف میگوید
به منزلهٔ کسی است که دارد
گوشت برادر مردهاش را میخورد –
چرا ؟
چون چنان رشته مودت را قطع میکند
که دارد بین دو نفر که غیبت هم کردند
دیگر جمع نمیشود مگر توبه و اصلاح کنند
چیزی که باعث بریدگی میشود
برایش عقوبت تعیین شده
و هر چیز که باعث محبت میشود
برای فضیلت تعیین شده
⬅️ حتی در حدیث دارد
که اگر مؤمنین با هم
برای خدا دوست باشند
این دوستی فرع محبت خداست
این باعث محبت صحیح میشود و
لذا این قدر برایش فضیلت تعیین شده
چون خدا را انسان نمیتواند درک کند
محبت فرع معرفت است
چیزی که انسان
نمیتواند درک کند
نمیتواند محبت پیدا کند
اما
خود مؤمنین که به
همدیگر محبت می کنند
این در طول محبت خداست
چون همدیگر را میتوانند درک کنند
لذا
امر شده در اسلام که
به همدیگر دوستی کنید
« اَلْمُتَحابّینَ فِی الله »
دارد که
افضل بندگان خدا در روز قیامت
آن کسانی هستند که برای خدا
با یکدیگر دوستی کنند
محبت واقعی
و صحیح پیدا نمیشود
مگر با اسقاط اغراض نفسانیه
همهٔ اینها با هم مربوط است
⬅️ مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی
که از علمای بزرگ است و ایشان
مسلماً از شیعیان خالص بوده
در کتاب المراقبات
نوشته که
دو تا مؤمن
وقتی به هم رسیدند
و مصافحه کردند
– که در اسلام مستحب است
و آن قدر ثواب دارد –
گناه آنها مثل برگی که از
درخت بریزد از آنها میریزد
حالا اینکه
گناه اینها میریزد
علت و سرّش چیست؟
چطور میشود
که گناه ریخته میشود؟
با شمّ عرفانی میشود
گفت که در روایت دارد که:
⬅️ وقتی اینها مصافحه کردند
خدای متعال
نظر میکند به هر کدام که
به برادر دینی اش بیشتر محبت دارد
▫️نمیگوید
هر کدام بیشتر تقوا دارند یا
هر کدام بیشتر عبادت کردهاند
مرحوم میرزا جواد آقا اینجا نتیجه
میگیرد که پس معلوم میشود
که اساس کار محبت است
و این محبت در تمام موجودات
مکنون است منتها
در انسان به نحو کمال است
و اصلاً
اساس نظمِ عالمِ خلقت محبت است
این جاذبهٔ زمین و…
همان محبت است که
اینها جاذبه درک کردهاند
که به هر کدام سنخیت دارد
میکشد طرف خودش
⬅️ ملای رومی میگوید:
ذره ذره کاندرین ارض و سماست
جنس خود را همچو کاه و کهرباست
ناریان مر ناریان را طالبند
نوریان مر نوریان را جاذبند
یک مطلبی است
که اگر انسان دقت کند
به قدری درها از علم برایش باز میشود
اگر شما در عالمِ خلقت نگاه کنید
این معنی قشنگ برایتان
واضح است منتها از
اسرار خلقت است
اگر در ”ناری” بود
آیا تا مادامی که ناری است؟
میتواند سراغ ”نوری” برود
نه [نمی تواند ] و لکن
میتواند از « ناریت » بیاید بیرون
مثلاً
مگر شما نمیگویید
سنگ جسمی است ثقیل
به مناسبت این عالم که عالم ثقیل است
همین سنگ
اگر از جاذبه زمین
رفت بیرون دیگر وزن ندارد
دلیل وزن نداشتن آن این است
که دیگر به روی زمین برنمیگردد
چون
اگر وزن داشت میآمد
طرف جنس خودش
لکن سنخیت از
او رفع شده
انسان هم اگر
دارای نفس تاریک
-خدای ناکرده-
باشد با مجاهده
میتواند نفس را تزکیه کند
منتها سخت است ولی
این طور نیست که جبر باشد
⬅️ تا خودت روحانی نشوی
نمیتوانی به یک روحانی دوستی کنی
تا خودت دوست خدا نشوی و
محبت خدا در دلت نباشد
ولو به نحو اجمال و ضعیف
نمیتوانی با بندهای که
خدا را دوست دارد
دوستی کنی
حالا چه رسد به کسانی
که معدن محبت اند
حالا اگر انسان در خودش
یافت که از خوبان خوشش میآید
دید که اشخاص خوب را دوست دارد
خیلی باید به خودش امیدوار باشد
چون همین مقدار که دوست دارد
به آنها سنخیت دارد
و
اگر دید که
– خدای نکرده –
تنفر دارد باید بداند
که خودش وضعش خراب است
باید برای خودش برود گریه کند
و
اگر دید که نه
ولو خودش خوب نباشد
ولی از خوبان خوشش میآید
خیلی باید امیدوار باشد
در روایت دارد:
⬅️ کُن مُحِبّاً لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ اِن کُنتَ فاسِقاً
و مُحِبّاً لِمُحِبّیهِم وَ اِن کانوا فاسِقین
💠 دوستدار آل محمد(ص) باش
گرچه فاسق باشی
و دوستدار دوستداران آن ها باش
هرچند فاسق باشند
دوست داشته باش…
چون
این دوستی
شما را میکِشد به سمت نجات
این خیلی مطلب عجیبی است
#فرمایشات_متنی ۷۹



