
⏪ بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
▫️غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
▫️چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژدهها دادست
▫️که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
▫️تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
▫️مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزار دامادست
▫️غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
▫️رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست

