
⏪ « آقای موحدی _سینه زنی »
⬅️ امشب شب قتل علی آن شاه مردان است
زینب پریشان است
گریان حسن نالان حسین از جور عدوان است
زینب پریشان است
امشب زمین و آسمان لرزان بود از غم
زین شورش و ماتم
جن و ملک در این عزا سر در گریبان است
زینب پریشان است
شد لنگر عرش برین از ظلم دون در خون
از جور آن ملعون
امشب صدای قد قتل بر سوی کیوان است
زینب پریشان است
شد ابن عم مصطفی از کین بن ملجم
مقتول تیغ و سم
در خانهٔ شیر خدا بس آه و افغان است
زینب پریشان است
شد زین جهان سوی جنان حلال مشکلها
خون شد همه دلها
آن شه که یار بی کسان و هم یتیمان است
زینب پریشان است
از غم حسن بر سر زنان گوید پدر جانم
سوزد دل و جانم
در گریه و آه و فغان شاه شهیدان است
زینب پریشان است
ختم رسولان در جنان با فاطمه گریان
در ناله و افغان
روح الامین زین ماتم عظمیٰ چه نالان است
زینب پریشان است
⬅️ ناله کن ای دل به عزای علی
گریه کن ای دیده برای علی
کعبه ز کف داده چو مولود خویش
گشته سیه پوش عزای علی
عمر علی عمرهٔ مقبوله بود
هر قدمش سعی و صفای علی
تیغ شهادت سر او را شکافت
کوفه بود کوه منای علی
عالم امکان شده پر غلغله
چون شده خاموش صدای علی
منبر و محراب کشد انتظار
تا که زند بوسه به پای علی
مانده تهی سفرهٔ بیچارگان
منتظر نان و غذای علی
« یا علی و یا علی و یا علی »

