متنی

داستان عجیب عمل جراحی آیت الله سید احمد خونساری (ره)

فرمایشات عالم ربانی حضرت آیت الله یعقوبی قائنی رضوان الله تعالی علیه

▫️برگرفته از
فرمایشات صوتی ۴
« ملکات بنده ی متذکر »

⬅️ یک چیز عجیبی
رفقا نقل کردند
واقعا خوشحال شدم که ما
چه علمایی داریم و نمی دانیم
البته این ها مجهولند سر و صدا ندارند

« مرحوم آقا سیداحمد خوانساری »
که همین اخیرا فوت کرد
پریشب تهران جلسه ای بود
اونجا بعضی ها نقل کردند و بعضی‌ها
مدعی شدند که اون دکتری که عمل می کرده
دیده و از خودش پرسیده…

گفتند
ایشون غده پروستاتش را
می‌خواستند عمل کنند باید بیهوش کنند
و ایشون خوب یکی از مراجع تقلید بود
اون وقت نقل کردند که
ایشان را می‌خواستند بیهوش کنند
روی جهات فقهی که نظر خودش بوده
جایز نمی‌دونسته که بیهوش شه
نه برای هرکس
برای خودش
برای شخص خودش
بیهوشی را جایز نمی‌دانسته

⬅️ فرمودند که:
من جایز نمی‌دونم که بیهوشم کنید

گفتند
آقا بدون بیهوشی که نمی‌شه

فرموده که
شما خب مشغول کار خودتون بشید

گفتند
آقا می‌خوایم شکم را پاره کنیم
کارد و تیزه و شکم

گفته باشد
شما مشغول کار خودتون بشید
من هم مشغول کار خودم می‌شم

⬅️ ایشون مشغول « تلاوت قرآن » می‌شه

عجیب اینه
مشغول قرآن خوندن میشه
شکم را پاره می‌کنند بخیه می‌زنند
کارهایش را می‌کنند
ایشون قرآن می‌خونده
بعد توجه پیدا می‌کند که
کار شما تمام شد؟
میگن بله آقا

⬅️ اون وقت ما می‌شنویم که
امیرالمومنین علیه السلام
در نماز تیر از پایش کشیدند
حالی اش نشد
[استبعاد می کنیم که] میگیم چطور میشه همچین چیزی
مرحوم خوانساری یک بچه ی اوست

اما
ما راست نگفتیم که

قرآن می‌خونه
شکمش را پاره می‌کنند
توجه پیدا نمی‌کنه

ما هم قرآن می‌خونیم
هر دو قرآن خوندنه
اون نماز می‌خونه
ما هم نماز می‌خونیم
اون قرآن می‌خونه
ما هم قرآن می‌خونیم

حالا ما کجا میریم و…؟

من در چه خیالم و فلک در چه خیال
ای داد و بیداد

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می‌روی به ترکستان است

#فرمایشات_متنی ۹۰

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا