
⬅️ در یکی از مجامع معتبره است که
▫️پهلوانی بود نامش پوریا و از بسیاری
قوت و غلبه بر همگنان آینه ای بر سر
زانویش بسته بود تا آنکه هر کس او
را ببیند بداند که تا حال او از کسی
زمین نخورده و الا آینه ای که بر
زانویش بسته شکسته می شد
▫️وقتی به اصفهان رفته با همه پهلوانان
آنجا کشتی گرفته و همه را بر زمین زد و
گفت همه پهلوان ها باید بازوبند مرا مهر
کنند همه هم مهر کردند
▫️مگر پهلوان پایتخت سلطان
چه او گفت که من با او کشتی
می گیرم و خود را زیر بار ننگ
نمی برم و اگر او مرا زمین زد
آن وقت بازوبند او را مهر می کنم
▫️پس قرار دادند روز جمعه در میدان
اصفهان که بسیار بزرگ و عالی قاپو
و حجرات بسیار دارد و برای اجتماع
مردم به جهت تماشا بسیار مناسب
است کشتی بگیرند و مردم شهر را
هم خبر نمودند که به تماشا حاضر شوند
و از قضا منزل پهلوان پوریا در یکی از
حجره های آن میدان بود
⬅️ چون شب جمعه رسید دید پیر زالی
یک طبق حلوا در دست دارد و از آن
حلوا به مردم میدهد و میگوید
بخورید و دعا نمایید که خداوند
حاجت مرا بر آورد
▫️چون نزد پوریا آمد و حلوا به او داد
و از او التماس دعا نمود پوریا سؤال نمود
که حاجت تو چیست آن پیر زال گفت
پسر من پهلوان پایتخت است و بنا
هست که فردا با پهلوانی که تازه
در این شهر آمده و تمام پهلوان های
اینجا را به زمین زده کشتی بگیرد
▫️و چون عیال زیاد دارد که از مواجبش
تمام آنها را کفالت می نماید از زن و
فرزند و مادر و برادر و سایر اقوام فقیر
می ترسم فردا که قرار گذاشته که با
آن پهلوان تازه کشتی بگیرد زمین
بخورد و نان این جمعیت فقیر
بیچاره بریده شود
▫️لذا من این حلوا را پخته و به مردم
می دهم که بخورند و درباره فرزندم
دعا نمایند که بر آن پهلوان غالب شود
⬅️ پس چون فردا شد سلطان با تمام اتباع
خودش و طبقات رعیت از همه صنف برای
تماشا حاضر شدند و هر دو پهلوان هم در
میان میدان مقابل همدیگر شدند
▫️پهلوان پوریا دست آن پهلوان
پایتخت را گرفته حرکتی داد دید
هیچ تاب مقاومت ندارد همان قسم
که پوریا ایستاده می تواند او را به
زمین زند احتیاج به زور زدن
و کشتی گرفتن نیست
▫️در آن وقت یادش از حرف پیر زال
مادر آن پهلوان آمد که زمین خوردن
این پهلوان پایتخت باعث نان بریدن
جماعتی از بندگان خداست
⬅️ پس پوریا با خود گفت: ای پهلوان
پهلوان های همه جا را به زمین زده ای
این هم که زمین خورده ی تو است
اگر امروز او را حضور این جماعت
به زمین زدی با آه آن پیر زال چه
خواهی کرد خدا را خوش نیاید
که نان جماعتی به واسطه تو
بریده شود
⏪ « اگر مردی خودت را به زمین بزن »
▫️پس شروع نمود با آن پهلوان به کشتی
گرفتن به یک مرتبه خود را به روی زمین
انداخت و به مردم فهمانید که پهلوان
پایتخت او را به زمین زده
▫️پس پهلوان پایتخت آمده روی سینه اش
نشست و با دو کُنده ی زانو به سینه او
می زد پس در آن هنگام خداوند از برای
او کشف حجاب نموده و عالم مکاشفه
از برای او دست داد به واسطه ی این
یک عمل و یک مجاهده اش با نفس
⬅️ و بعد از آن مردم او را از اولیاء
دانسته او را پوریای ولی نامیدند
▫️بلی
« اگر لذت ترک لذت بدانی »
دگر لذت نفس لذت نخوانی
📓 « خزینة الجواهر »
▫️ فی زینة المنابر ص۶۵۸
حاج شیخ علی اکبر نهاوندی(ره)



