
⏪ « آقای موحدی »
روضه عبدالله ابن الحسن(ع)
⬅️ ای عمو تا ناله ی هل من معینت را شنیدم
از حرم تا قتلگه، با شور جانبازی دویدم
آنچنان دل بُرد از من بانک هل من ناصر تو
کاستینم را ز دست عمه ام زینب کشیدم
گر چه طفلی کوچکم، اما قبولم کن عمو جان
برسر دست تو، من قربانی شش ماهه دیدم
کس نداند جز خدا کز غصه ی مظلومی تو
با چه حالی از کنار خیمه در مقتل رسیدم؟
جای بابایم امام مجتبی خالی است اینجا
تا ببیند من به قربانگاه تو آخر شهیدم



